دلارام دلم!آرام من كو؟
در این باران غم پس بام من كو؟دلارام دلم كو؟ آن نگا كو؟ برین كشتی شكسته ناخدا كو؟ پس آن رویای دیروزی كجا رفت؟؟؟ اسیر باد پاییزی چرارفت؟؟؟ دلارام دلم!دلتنگم از دل! كه ای دل! پای رفتن مانده در گل!. برای زخم جان كو جان پناهی؟ دلم می سوزدو در سینه آهی.دلارام دلم! آرام من كو؟درین باران غم پس بام من كو؟...... آقایی من كه مردم دق كردم. آقایی امروز بهم گفتی دوست دختر گرفتی.گفتی عاشقشی گفتی میمیری براش.فدای تو بشم خوشی؟؟؟ می خندی ؟؟؟ مثل اون روزایی كه با هم بودیم؟ باهم می خندیدیم؟ بابایی دلم واست تنگ شده به خدا.آقایی اینایی كه كامنت هامو می خونن چی در موردم فكر می كنن؟ بزار مسخرم كنن.به خدا تقصیر من نیست تو دلم یه طوریه.من عاشق شدم.به خدا عشق بده بده بده بده بده.آقایی یادته بهت دو تا شاخه گل رز دادم گفتم این غنچه كوچولو منم اون كه چاق تویی. من فدای تو بشم كلی خندیدی. ایناهاش ببین خشك شدن چسبوندمش یه دیوار.صبح كه از خواب بیدار میشم نیگاشون میكنم.آقایی چرا یادت رفت با خودت ببریشون؟.بابایی تو الان داری چی كار می كنی؟ خوبی؟ آقایی نمك زیاد می خوری بسه دیگه به خدا مریض میشی.آقایی ترشی واسه گلوت خوب نیست ببین صدات چقدر قشنگه من چقدر صداتو دوس داشتم خراب میشه ها.آقایی تورو خدا كمتر غذای چرب بخور واست خوب نیست.آقایی هوا دوباره گرم شده گرما زده نشی همون بهار نارنج رو بخور.بابایی دیدی یادم رفت واست ماكارونی درست كنم دست پختمو نخوردی.آقایی بیا. گوشتو بیار دوست دختر داری؟؟؟؟آخه چرا بهم گفتی؟؟. میخوای دلم بسوزه .به خدا سوخت.به جون خودت دلمو سوزوندی.دله من بسوزه دل تو خنك میشه؟باشه من رازی خا؟ آقایی خوشگله؟ آقایی تو كه می گفتی فقط منو داری. بابایی خودت می گفتی جان منی تو.آقایی من دیوونه شدم؟ چشام درد میكنه.آقایی دیگه میترسم شبا برات تل كنم اگه ویتینگ باشی .یاه اون موقع ها می افتم كه تا صبح باهام حرف می زدی. به من میگفتی فوق العاده ام.میگفتی باهام حرف میزنی بهت فاز میده.میگفتی من بهت آرامش میدم.اقایی من دلم برات تنگ میشه اس ام اس میدم چرا بهش میگی؟؟؟ بهش میگی اس ام اسام باعث عذابته.میگی دوسم نداری میگی دلتو زدم.میگی ... بابایی من دارم میمیرم.حالم بده.فقط برای تو می نویسم فقط تو .اینا دردودلامه .من دلم به همینا خوشه .مسخرم میكنید؟؟؟؟ به خدا عشق بده
نوشته شده توسط نفس در دوشنبه 23 مهر 1386 و ساعت 07:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
گفتن عید فطره. ماه رو كه نفهمیدیم از كجا طلوع كرد.اصلاطلوع كرد ؟؟؟ ولش كن بیخیال مهم اینه كه عید شده.واسم مهم نیست عید چی چی؟ فقط عید باشه ما دوست داریم.به مناسبت طلوع ماه:امشب ای ماه به درد دل من تسكینی آخر ای ماه تو همدرد من مسكینی.كاهش جان تو من دارم و من میدانم كه تو از دوری خورشید چه ها می بینی. به هر حال عیدتون مبارك.عید آقاییم هم مبارك.آقایی اگه بود حتمی بهم عیدی می داد.حالا چی میداد به شما ربطی نداره خصوصیه.این رو گفتم كه از فضولی بتركید.با امروز چند روزه بزار حساب كنم...پنجاه و شش روزه آقایی ندیدمت هفده روزه صداتو هم نشنیدم.خیلی سخته.نفسم بند اومده.دلم نمی خواد فردا صبح بشه. خدا جونم نمی شه فردا نیاد.خدایی فردا نیاد .آخه فردا همه به عزیزاشون تل می كنند اس ام اس میدن عیدو تبریك میگن ولی من چی؟؟؟ ... آقایی تمام فردا رو منتظر میشینم تا بهم تل كنی.چشامو به گوشی خشك نكنی.آقایی تل می كنی؟؟؟ آره آقایی؟؟؟ آقایی صدات هنوز تو گوشمه.بابایی فردا به كی تل میكنی؟؟؟ فاطی پس چی؟؟؟ خانومی دلش خون میشه.مگه نمی گفتی دل نداری اشكامو ببینی.مگه نمی گفتی دوست نداری گریه كنم.اگه تو بهم تل نكنی پس كی ..بابایی نمی خوای عیدو بهم تبریك بگی.فردا تنهایی می خوای بخندی؟؟؟ خانومی نخنده؟؟؟ خانومی ذوق نكنه؟؟؟ خانومی دلش بشكنه؟؟؟ خانومی دلش بشكنه؟؟؟ خانومی دلش بشكنه؟؟؟ میشكونی دلمو آره؟؟؟فردا باید بخندی خیلی بخند تو بخند واسه من كافیه.آخ كه دلم واست تنگه.دوست دارم خیلی دوتاااااا.
نوشته شده توسط نفس در شنبه 21 مهر 1386 و ساعت 12:10 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
وقتی تو رفتی آسمان گریست.ابر ها پاره پاره شدند. خورشید رخت سیاه به تن كرد.باد هر چه گل بود پرپر كرد و با خود برد.دریای طوفانی دلت كشتی نجات مرا به سخره كوبیدو تنها امیدم را به زیره آب فرو برد.آخ كه من غرق شدم در این دریای خشمگین.وقتی تو رفتی دو چشمان سیاه من به خون نشستند.حتی اشك هایم نتوانستند نجاست این خون هارا پاك كنند.وقتی تو رفتی من تنهاتر از همیشه شدم می دانستم كه بی تو هیچ كس سراغ مرا نمی گیردو من در اعتكاف تنهایی ام باز هم نام تو را ذكر میگفتم. كاش تسبیح عشقم هزاران دانه ی فیروزه داشت.با غبار تنت تیمم كردم بر سجاده ی عشق سر بر خاك پایت گذاشتم وامن یجیب را باهق هق گریه هایم زمزمه كردم.دستانم را به آسمان بلند كردم ودر آن دل شب تو را از او خواستم این بار صدایش نزدم التماسش كردم.من چه تنهام امشب تو چه بیرحم شدی امشب.آسمان چرا می غرد؟؟ مینالد؟؟ میگرید؟؟ درد دارد؟؟؟.من آسمان دریا زمین خورشیدو ستارگان را به حرمت عشق تو ستایش میكنم.كاش زودتر سردی خاك زمین را در آغوش بگیرم.من خسته ام كاش سبك شوم به آسمان پرواز كنم .من ستاره میخواهم چشمان درشت سیاهم دیگر سویی ندارند.خشكسالی به سراغ چشمانم آمده من دریا را میخواهم با همان شوری اشكم.نگاهت را از من گرفتی من خورشید را میخواهم تااز نفرت تكه تكه اش كنم.هیچ كس زیبا تر از تو نیست.من تورا در خلوتم خدای مهربانی ها می خواندمو نزد مردم پیام آورش.معجزه ات را به من نشان بده.دست بر گریبان فرو ببر كتابت را نشانم بده عصایت را بینداز نفست را به چشمانم بزن دست بر سینه هایم بكش.من مرده ام زنده ام كن. من خسته ام خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته.
نوشته شده توسط نفس در یکشنبه 15 مهر 1386 و ساعت 04:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
زود باش بهم اكانت بده دیسی میشما!!! به من چه بشو.وای لوس نشو بده زود باش فقط پنج دقیقه دارم. خوب بابا كار دارم اكانت بده.خانوم ندارم مگه زوره .اصلا ازكجایی؟؟ من؟ اره!!.خوب بابل. شما بابلی ها همتون از ادم اكانت میخواین مگه تو شهرتون نمی فروشن؟؟هوووی خسیس حالا یه دفعه خواستم بابا انلاین شدم دوستم هم اومده كارت ندارم اگه داری بدین. اها كی گفته من كارت اضافه دارم كه بدمش به شما؟؟.اخه میدونی قبلا هم به یكی كارت دادی.اهاحالا یه دفعه ما خر شدیم اول بگواسمت چیه؟؟
به توچه.اسمتو هم كه نمیگی با كی میچتی سرت شلوغه؟؟با هیشكی فقط شما. اها پس گفته بودی كارت نداری تو كه یه ساعته داری می چتی هنوز پنج دقیقت تموم نشده؟؟ نخیر اصلا بخوره تو اون سرت نخواستم.بای.خوب بیا قهر نكن 09111.این چیه اكانت میخوام!!!تل كن شایداكانت دادیم.برو بابا.راستی چند سالته؟؟ من بیست ودو.اها جدی توی بابل مگه دختره بیست ودو ساله هم پیدا میشه!!؟؟ هوووووی یعنی چی؟هیچی بابا.چرا میخندی میگم یعنی چی؟؟بابا هیچی بیخیال گی خوردیم.
ن.پ.1.اقایی چرا یه دونه بود كه اونم تو.......
ن.پ.2. اقایی از اولش خسیس بودی .
ن.پ.3.ایدی تو اصلا با شخصیتت مطابقت نداشت.ن.پ.4.اقایییییییییییییییییی چشات شوره من قهرم.
نوشته شده توسط نفس در جمعه 13 مهر 1386 و ساعت 02:10 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 13 مهر 1386 و ساعت 11:10 ق.ظ
نمیگم خسته شدم از این همه نوشتن.نمیگم خسته شدم از این همه جار زدن عشق.نمیگم خسته شدم از این همه التماس.نمیگم خسته شدم از این همه انتظار برای كسی كه نمیدونم سهم من هست یا نه. باز كه این جای حرفم میرسم اینطور نیگام نكن ونگو ..... فاطی. میدونم باز تلخ شدم .میدونم كه باز گند زدم.میدونم كه باز بهونه گیر شدم.باز دلتنگ شدم ودلتنگی هام به گند زدن تبدیل شده.اخ باز هوس گریه دارم.ای كاش این بغض بشكنه.كجایی؟؟ مگه نگفته بودی جان منی؟؟ مگه نگفتی سهم من هستی؟؟پس كجایی؟؟ باز نگو كه باید به همین راضی باشم. باز نگو كه قسمت من وتو همین بوده. باز نگو فاطی باز داری بچه میشی. آره بچه شدم.آره باز گند زدم.میخوام مثل بچه ها بهونه ت رو بگیرم. مثل بچه های بهونه گیر تورو میخوام.میخوام سفت بغلم كنی ومن های های گریه كنم و وقتی بغضم خالی شد بهت بگم اقایی دستمال ندارم!!! وتو به نگاه كودكانه ی من لبخند بزنی وگوشه ی بلوزتو بهم تعارف كنی. میدونستی من عاشق خنده هات هستم.وقتی صدای خنده هات تو گوشم می پیچید نمیدونی چقدر سبك میشدم.این بغض آقایی این بغض داره خفه ام میكنه.نه آقایی نبودنت داره خردم میكنه.یادته بهت میگفتم نباید یهو تنهام بزاری.یادته بهت میگفتم صداتو كه میشنوم اروم میشم راحت خوابم میبره.یادته بهت میگفتم كی منو قده اون چهار نفر دوست داری؟ یادته؟؟حالا باز هم بهت میگم!!! بد كردی با من. فقط خودت میدونی این بد كردن چه مفهومی داره. اقایی كاش یادت بیاد قرارمون عاشق شدن تو بود نه من بیچاره.حالا من عاشق شدم وتو... باز بی انصاف شدم میدونم كه تو هم یه زره.... سكوت كنم بهتره....مگه نه؟ آقایی این بغض داره خفم میكنه.كاش باز دعوام كنی.كاش باز هم سرم داد بكشی.كاش باز هم بهم بگی فاطی باز گند زدی.كاش باز هم من خودمو واسه تو لوس كنم و تو باز هم اشكمو دربیاری .و وقتی ازت بپرسم آقایی چرا همش اشكمو در میاری جامون عوض بشه باز تو پیشدستی كنی و من مثل همیشه واسه كاری كه نكردم شرمنده بشم.كاش باز هم بهم بگی فاطی ووقتی میگم جانم بگی هیچی نمیدونم.كاش من بگم آقایی و تو بگی ها. منم بگم هیچی فقط خواستم صدات كنم. كاش این بغض بشكنه دیگه دارم خفه میشم.
نوشته شده توسط نفس در سه شنبه 10 مهر 1386 و ساعت 02:10 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 11 مهر 1386 و ساعت 07:10 ق.ظ
آب نه طلبیده همیشه روا نیست گاهی برای سلاخی كردن است. اره خوبم گلم. خوب شد كه بیدارم كردی .عصبانی نیستی بیدارت كردم؟نه گلم برای چی؟صدات روی ایفون پخش میشه من دارم خواب میبینم.نه گلم من همیشه دوست داشتم.سرت به جایی خورده خیلی مهربون شدی .نه این چه حرفیه خوب گلم اجازه مرخصی تا شب حله .باشه حله ولی من گیجم.سلام خوبی؟؟ شب شد.میخوام بخوابم حوصله ندارم خداحافظ. تو كه بعد ظهر خوب بودی !!!.میخواااام بخوااابم خداحافظی میكنی یا همین جوری قطع كنم.باشه حرص نكن شب بخیر.صبر كن راستی دیگه اس ام اس تل نكن.اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الووووووو
نوشته شده توسط نفس در دوشنبه 9 مهر 1386 و ساعت 01:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
نه آنقدر اعتماد به نفس دارم ونه آنقدر ضعیف هستم. و نه آنقدر با استعداد هستم و نه آنقدر پر اشتیاق.
و نه می توانم تورا بدست بیاورم ونه میتوانم فراموشت كنم.... این ها قشنگ ترین حرف های یك عاشق بود كه از بدجنس ترین شخصیت یك فیلم شنیدم.هنوز هم مینویسم برای تو چرا ؟؟؟؟؟؟ من در برزخم .تحولی عظیم را باید تحملی عظیم داشت. میدونم با این پست دو نفر از عزیز ترین دوستانم رو ناراحت میكنم. ولی به خدا سخته .به خدا سخته بهم برچسب های ناچسب بزنن.به خدا سخته آدم رو به حرفی كه نگفته كاری كه نكرده متهم كنن. به خدابه زور خندیدن سخته.هنوز هم دو شاخ گل رز یكی غنچه یكی بزرگ روی دیوار اتاقم چسبیده .به خدا سخته دركم كنید .هنوز هم اطرافیانم با من نامهربانند .
نوشته شده توسط نفس در شنبه 7 مهر 1386 و ساعت 08:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
به نظر شما از اول مهر كه شب بلند میشه روز هم بلند میشه؟؟؟؟؟ پ.ن.1. كی كی كی كی پ.ن.2. حالم از ادمایی كه جعل پست میكنند بهم میخوره .پ.ن.3.ها ها ها ها . پ.ن.4. دلمان خنك میشود هم اكنون زیاد فراوان بسیار آیا ؟. بوی سوختگی می آید.
نوشته شده توسط نفس در جمعه 6 مهر 1386 و ساعت 05:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
همیشه به این فكر میكردم كه هرزه یعنی چی؟؟؟از كسی نمی پرسیدم چون اونقدر میفهمیدم كه باید چیز بدی باشه.. ولی امروز فهمیدم هرزه یعنی چی؟؟هرزه یعنی اشغال.هرزه یعنی دختری كه زود از چشم اقاییش بیوفته.هرزه یعنی دختری كه از صبح به عشق اقاییش بیدار بشه با یه اس ام اس صبح بخیر بگه و تا شب زل بزنه به گوشی كه شاید جوابی برسه.هرزه یعنی شب كه شد با چشای گریون با دله شكسته یه شب بخیر اس ام اس كنه زار بزنه شاید جوابی برسه ولی باز اون تنها میمونه با ستاره های اسمون كه از پنجره ی اتاقش بهش چشمك میزنن.هرزه یعنی دختری كه از بد روزگار عاشق یه پسره لاشی بشه.هرزه یعنی دختری كه نزاشته تاحالا هیچ پسری جز اقایی بهش دست بزنه.هرزه یعنی دختری كه عاشق بشه لباشو بزاره روی لباش بزاره اقایی شیره ی جونشو بمكه.هرزه یعنی دختری كه به اقاییش قول میده جز اون هیشكی رو نیگاه نكنه.هرزه یعنی دختری كه هر روز امید داشته باشه اقایی بهش تل كنه بهش بگه جان منی تو... دلم برای خل بازی هات تنگ شده بود.هرزه یعنی دختری كه هرچی فحش میشنوه همه رو میریزه تو صندوقچه دلش نمیزاره هیشكی بفهمه.هرزه یعنی دختری كه واسه عشقش محكوم به گوه بخور بشه.هرزه یعنی یكی كه تمام امیدته بهت پشت كنه.هرزه یعنی دختری كه تو اوج عاشقی اقاییش بزاردشو بره.هرزه یعنی دختری كه میدونه مطمعنه كه اقاییش بهش میگه هنوز هم دوسش داره.هرزه یعنی دختری كه اقاییش براش ارزو كنه بره زیره كامیون.هرزه یعنی دختری كه جرمش فقط عاشق بودنه.هرزه یعنی دختری كه به اقاییش خیانت نكنه.هرزه یعنی دختری كه از عشق اقاییش كارش به جنون بكشه.هرزه یعنی دختری كه ویتینگ های اخره شب اقاییش دیوونش كنه.هرزه یعنی دختری كه وقتی میبرنش پیش دكتر اعصاب وقتی میفهمه باباش هر ده دقیقه ده هزار تومن پول باید بده اشك میریزه از مطب میاد بیرون.هرزه یعنی دختری كه دعا میكنه اقاییش امشب سنگ دل نباشه به حرفاش گوش بده بهش بگه گلم منم دوست دارم امشب راحت بخواب پیشت میمونم بخواب .هرزه یعنی دختری كه تو رویاهاش اقاییش بهش میگه نفرینم نكنی گلم من پیشتم جان منی تو غلط كرده هركی گفته خانومی من دروغگوهه.هرزه یعنی دختری كه دلش اونقدر بزرگ باشه كه تمام غم های دنیارو هم تو خودش جا بده.هرزه یعنی دختری كه دلخوشیش به قول های یه دختر دیگه باشه كه بهش گفته اقاییشو راضی..... هرزه یعنی من من من من من........راستی هرزه هارو به بهشت راه میدن؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط نفس در سه شنبه 3 مهر 1386 و ساعت 04:09 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 3 مهر 1386 و ساعت 04:09 ق.ظ